جلیل سرهنگ زاده؛ احد ستوده
چکیده
هرچند خرس قهوهای (Ursus arctos) در طبقهبندی اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی در طبقه کمترین نگرانی قرار دارد، اما جمعیت و دامنه انتشار آن بهعنوان بزرگجثهترین گوشتخوار کشور، کاهش یافته و حفاظت از زیستگاههای آن، حائز اهمیت است. در این پژوهش، مطلوبیت زیستگاه خرس قهوهای در ذخیرهگاه زیستکره ارسباران (یکی از ...
بیشتر
هرچند خرس قهوهای (Ursus arctos) در طبقهبندی اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی در طبقه کمترین نگرانی قرار دارد، اما جمعیت و دامنه انتشار آن بهعنوان بزرگجثهترین گوشتخوار کشور، کاهش یافته و حفاظت از زیستگاههای آن، حائز اهمیت است. در این پژوهش، مطلوبیت زیستگاه خرس قهوهای در ذخیرهگاه زیستکره ارسباران (یکی از مهمترین زیستگاههای گونه در شمالغربی کشور) با استفاده از تحلیل عامل آشیان اکولوژیکی و نقاط حضور گونه بررسی شد. نتایج نشان داد که ۶/۲۳ درصد (۲۰۲۴۵ هکتار) از وسعت ذخیرهگاه زیستکره ارسباران، زیستگاه مطلوبی برای خرس قهوهای است. همچنین، براساس نقشه مطلوبیت زیستگاه، خرس قهوهای بیشتر در ارتفاع ۹۰0 تا ۲۴00 متر از سطح دریا و شیب ۳۰ تا ۷۰ درصد حضور دارد. بهعلاوه متغیرهای مناطق جنگلی با تاج پوشش 100-75 درصد، مناطق با اقلیم نیمهمرطوب، مناطق با ارتفاع 2000-1500 متر از سطح دریا، دامنههای شمالی، مناطق با شیب 70-45 درصد، مناطق با اقلیم مرطوب، رودخانههای دایمی، مناطق جنگلی با تاج پوشش 75-50 درصد بیشترین تأثیر مثبت را در انتخاب زیستگاه گونه دارند. زیستگاههای بسیار مطلوب خرس قهوهای در مناطق اسکلو، مکیدی، هجراندوست، علیآباد، ناپشته، بالاسنگ، ایلانکش، عباسآباد و خریل قرار دارند. جلوگیری از توسعه گردشگری در محدوده زیستگاههای مطلوب خرس قهوهای و انجام مطالعات تکمیلی تعیین کریدورهای جابهجایی خرس قهوهای به مناطق همجوار از پیشنهادات این پژوهش است.
جلیل سرهنگ زاده؛ محمد حسین مختاری
چکیده
کل و بز (Capra aegagrus) یکی از پستانداران شاخص مناطق کوهستانی و صخرهای است که جمعیت آن به دلیل تخریب زیستگاه در سطح ملی و بینالمللی کاهش یافته، به نحوی که از سوی اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی در فهرست حیوانات آسیبپذیر قرار گرفته است. این پژوهش با هدف تعیین زیستگاههای بالقوه کل و بز با استفاده از شبکه عصبی پرسپترون ...
بیشتر
کل و بز (Capra aegagrus) یکی از پستانداران شاخص مناطق کوهستانی و صخرهای است که جمعیت آن به دلیل تخریب زیستگاه در سطح ملی و بینالمللی کاهش یافته، به نحوی که از سوی اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی در فهرست حیوانات آسیبپذیر قرار گرفته است. این پژوهش با هدف تعیین زیستگاههای بالقوه کل و بز با استفاده از شبکه عصبی پرسپترون چند لایه (MLP) در منطقه حفاظت شده کوه بافق انجام شد. 196 نقطه (111 نقطه حضور و 85 نقطه عدمحضور گونه)، با بازدیدهای میدانی در طول پژوهش ثبت شد. لایههای اطلاعاتی انتخاب شده بهعنوان متغیرهای مؤثر بر حضور و عدمحضور گونه شامل 18 متغیر از جمله درصد شیب، طبقات جهت جغرافیایی، ارتفاع از سطح دریا، تیپهای پوششگیاهی، منابع آبی و متغیرهای توسعه انسانی (روستاها و جادهها) هستند. نتایج نشان داد که متغیرهای محیطی تیپ گیاهی ارس- بادامکوهی (Juniperus excelsa - Amygdalus scoparia) (23/11 درصد)، درصد شیب (42/10 درصد)، فاصله از جهت جنوبی (15/10 درصد)، فاصله از تیپ گیاهیهزارخار- درمنه- قیچ (Cousinia desertii- Artemisia sieberi -Zygophyllum eurypterum) (9/9 درصد)، ارتفاع از سطح دریا (63/9 درصد) و منابع آب (09/9 درصد) بهعنوان مهمترین متغیرهای موثر بر مطلوبیت زیستگاه کل و بز در کوه بافق تعیین شدند. میزان موفقیت کلی مدل در حدود 97/0 محاسبه شد. براساس یافتهها، 36 درصد وسعت منطقه حفاظت شده بهعنوان زیستگاه مطلوب ارزیابی شد. نتایج نشان داد که با کاهش فاصله از جاده مطلوبیت زیستگاه کاهش مییابد. لذا پیشنهاد میشود از توسعه فعالیتهای انسانی در محدوده زیستگاههای مطلوب پرهیز شود.
جلیل سرهنگ زاده؛ حسن اکبری
چکیده
چکیده جبیر (Gazella bennettiishikarii) کوچکترین آنتیلوپ ایران است که جمعیت و دامنه انتشار آن نسبت به گذشته کاهش زیادی داشته است. این گونه سازگار با زیستگاههای خشک و بیابانی است و پناهگاه حیاتوحش نایبندان بهعنوان یکپارچهترین و بکرترین زیستگاه باقیمانده جبیر در ایران شناخته میشود. برای مدلسازی مطلوبیت زیستگاه جبیر در این پناهگاه ...
بیشتر
چکیده جبیر (Gazella bennettiishikarii) کوچکترین آنتیلوپ ایران است که جمعیت و دامنه انتشار آن نسبت به گذشته کاهش زیادی داشته است. این گونه سازگار با زیستگاههای خشک و بیابانی است و پناهگاه حیاتوحش نایبندان بهعنوان یکپارچهترین و بکرترین زیستگاه باقیمانده جبیر در ایران شناخته میشود. برای مدلسازی مطلوبیت زیستگاه جبیر در این پناهگاه ابتدا با بازدیدهای میدانی در منطقه لایه حضور گونه تهیه شد. به منظور مدلسازی مطلوبیت زیستگاه جبیر با استفاده از نقاط حضور، از روش تحلیل فاکتور آشیان اکولوژیک (ENFA) بهرهگیری شد. متغیرهای مستقل محیطزیستی درصد شیب، طبقات جهت جغرافیایی، ارتفاع از سطح دریا، اشکال توپوگرافی و ژئومرفولوژی، پوششگیاهی منابع آب و متغیرهای توسعه انسانی نظیر روستاها و جادهها در مدلسازی استفاده شدند. نتایج نشان داد جبیر تمایل به زندگی در زیستگاههایی در محدوده ارتفاعی 570 تا 1800 متر از سطح دریا؛ شیب 5 تا 30 درصد، جهت جغرافیایی شمال، نزدیک چشمهها، آبراههها و کوهپایهها و تیپهای گیاهی تاغ، اشنان و درمنه دارد. براساس مدلسازی انجام شده 58/33 درصد از وسعت نایبندان، زیستگاه مطلوبی برای جبیر است. حفاظت مناسب از زیستگاههای مطلوب منطقه و پیشگیری از تخریب آنها بهویژه از طریق توسعه جادهها و معادن و انجام مطالعات تکمیلی برای تعیین کریدورها و جابجایی جبیر به خارج از منطقه، ضروری به نظر می رسد.